طبیبم قصد جان ناتوان کرد !!

1- گاهی وقتها هست که سالمی و برای یک بازبینی (چک آپ) سالیانه به پزشک مراجعه می کنی ولی آنقدر برخورد پزشک است بد است که حال بدی پیدا میکنی . گاهی وقتها هم هست که بیمار هستی اما پزشک آنقدر خوب و گشاده روست و به تو اطمینان خاطر می دهد که احساس سلامتی و نشاط پیدا می کنی.

 شهری که ما در آن زندگی می کنیم در مقیاس کشوری کوچک است اما در بین شهرهای اطراف بزرگ است . پزشک کم دارد و همه از روستا ها و شهرهای مجاور به اینجا می آیند . ازدحام در مطبها زیاد است . چیزی به اسم حریم خصوصی وجود ندارد حداقل یک بیمار دیگر هم در اتاق پزشک هست که شرح شما را بشنود (با دقت فراوان! ) و منشی مدام در حال رفت آمد است . تعداد گوشها و چشمهایی که معطوف به بیمار شرح حال دهنده است  گاهی به 12 جفت ( 6جفت چشم و 6 جفت گوش ) می رسد . بیرون در اتاق انتظار جای سوزن انداختن نیست . کسانی که از راه دور آمده اند  اصرار دارند بی نوبت وارد شوند.  در چنین شرایطی پزشک سریعا برای شما نسخه ای می نویسد بدون اینکه حرف شما کامل شود و یا توضیح جامعی درباره داروها داده شود . سوال اضافه بپرسی یا مخالفتی کنی با اخم و ناملایمتی پزشک مواجه می شوی.

  مسائل بهداشتی رعایت نمی شود . رعایت بهداشت در بخش دندانپزشکی فاجعه است.من که حساسم مدام می پرسم فلان چیز را ندارید ؟! این کار را انجام نمی دهید ؟!  اما چه فایده که منشی مطب  دستیار دندانپزشکی هم هست . با همان دستکشی که پوشیده- مبادا که دستش کثیف شود - پول می شمرد !! نوبت دهی می کند ! ابزار هم به دندانپزشک می دهد آخ

2- دیروز به یک داروخانه رفته بودم برای خریدن قرص روی . از مسئول داروخانه پرسیدم چه فرقی بین نوع خارجی و ایرانی آن هست ؟

جواب داد : خیلی 

دوباره پرسیدم یعنی چی خیلی 

اینبار بدون اینکه نگاه کند گفت مثل فرق پیکان و بنزه 

شاید بدانید که از حقوق بیمار در داروخانه این است اطمینان حاصل کند که داروساز حضور دارد و اطلاعات دقیقی از داروها و عوارض آن از داروساز بپرسد. اما در خیلی از  داروخانه ها هیچ توضیحی به جز نسخه پزشک داده نمی شود . خیلی از داروها  بدون جعبه آن که حاوی توضیحات مفصل درباره دارو ، عوارض و تداخل با تاثیر دیگر داروهاست فروخته میشود . آنها دیروز به من قرص فله ای مولتی ویتامین هم دادند  بدون اینکه حتی  بسته اش را نشانم بدهند و در مقابل اعتراض من که این چیه ؟!!! عاقل اندر سفیه وار گفتند اینها را دانه ای می فروشیم!! 

اینکه مراجعه کننده ها  غالبا روستایی و عشایر هستند هیچ توجیهی نمی شود که پزشکان و داروخانه دار ها از وظیفه شان قصور کنندخنثی

3- امروز به آزمایشگاه رفتم برای یک نمونه خون ساده و کسی که از صبح تا ظهر کارش نمونه گیری است . رگ من و یک خانم دیگر را پاره کرد . این ششمین باری است که در این شهر رگ بینوایم را پاره می کنند . اینبار فشارم کم نبود و هیچ توجیهی وجود نداشت. یکبار دیگر اگر کسی این بلا را سرم بیاورد قطعا فحش خواهم دادعصبانی 

4- دیروز یک پزشک مهربان و مودب در همین شهر  پیدا کردم. بعد از مدتها احساس کردم مثل گوسفند با من  برخورد نشده . علاوه بر روی گشاده و توضیحات مکفی ، رعایت نکات بهداشتی از جمله ملحفه یک بار مصرف روی تخت و تعویض دستکشها!!  از نکاتی بود که باعث شد به شدت خر کیف شوم از خود راضی

5- سال گذشته در سفرمان به ترکیه یکی از آشنایان از ما خواسته بود دارویی برای سرطان از آنجا بیاوریم نسخه را هم داده بود .  یک داروخانه پیدا کردیم. جعبه دارو  را آقای همسر نشان دارد و گفت ما دقیقا عین همین را می خواهیم ساخت کشور سویس!  آقای داروخانه چی  گفت که الان ندارم ولی تماس میگیرم که  تا یک ساعت  دیگر برایتان بیاورند . باز ما تاکید کردیم که فقط نمونه سویسی  را می خواهیم .  داروخانه چی کمی از اصرار ما تعجب کرد و تاکید کرد که باشه  همونی که شما می خواهید 

بعد از یک ساعت که برگشتیم . آقای داروخانه چی دارو را به ما نشان داد و گفت که این همان است  اما داروها بعد از ورود به ترکیه جعبه اش با معیارهای وزارت بهداشت ما تغییر می کند . بعد یک دیکشنری آورد که همان عبارت روی جعبه را داشت و  در مقابلش میدین سویتزرلند . بنده خدا دیکشنریش را برای ما هایلایت کرده بود . آقای همسر کمی شک داشت و داروخانه چی  تعجب که چرا ما حرفش را باور نمی کنیم . گفت ما داروخانه معتبری هستیم اینجا از زمان پدربزرگم  یعنی بیش از 90 سال است که داروخانه است. بعد پرسید شما از کجا آمدید و وقتی فهمید همسایه ایم گفت که شما باید بیشتر به ما اطمینان داشته باشید تا سویسی ها !!

من با خودم گفتم ای بابا ! قالتاق تر از ما در دنیا خودمانیم ،همین مردم منطقه خاورمیانه و حواشی! چه دل خجسته ای که انتظار داری باور کنیم . 

بالاخره حرفش را قبول کردیم و من پرسیدم این شرایط ویژه نمی خواهد مثلا یخچال ! گفت نه اگر میخواست حتما با بسته یخ برای ما می آوردند !!

 اینجا در ایران از بسته یخ  و یخچال خبری نیست  فقط خیلی از مردم به صورت خودجوش دارو ها را در گوشه یخچال می گذارندچشمک

تا به حال دیده اید کسی از داروخانه با بسته یخ کنار دارو خارج شود ؟!! 

خرید دارو از ترکیه  (قبل از گران شدن دلار و خارج شدن سرطان سینه از لیست بیماری های خاص  ) 200هزار تومنی برای بیمار ارزان تر تمام شد.

/ 4 نظر / 18 بازدید
رها

اینیکی میگی بهداشت اینجا هم خیلی جاها همینه مرکزی که من امپول میزنم اون هفته یه صحنه ای دیدم که حتما اگه تکرار بشه به مدیریت زنگ میزنم فکرشو کن پد الوده به خون بیمار روزمین ریخته بود [سبز] خیلی از دکترای زنان هم که سرشون شولغه حتی تو مطب خودشون دو تا دوتا مریض میبینن مولتی ویتامین هم که من هرچ گرفتم فله ای بوده از جمله قرصای معروف به قرص ماهی قرص کلسیم همهمینطور همیشه فله شمدنو دادن و توی یه پاکتای تبلیغ یه داروی خاص ریختم و من متقاعد شدم که حتما همینطوره دیگه و اعتراضی نکردم

رها

اینا که میگی خیلی اتضاحه منم چند تا مثال زدم بگم اینجا هم که کلان شهره مثلا کمی تا قسمتی اوضاع وخیمه مثلا رفتم یه بیمارستان واسه تزریقم همه میگفتن خانم برو فیش بگیر خانمی که مسئول بود اومد گفت نمیخواد فیش بگیری! ینی هر روز ممکنه مراجعه کننده داشته باشن هنوز نمیدونن پول باید بگیرن یا نه !

سید

چه دل پری دارید!!! البته کلیت حرفای شما رو تایید می کنم. متاسفانه عدالت بهداشت و درمان در کشور مثل بخش های دیگر رعایت نشده و در تهران هم تفاوت بین مراکز خصوصی و دولتی دقیقا مثل تهران و فلان روستای سیستان است. اما چند نکته: 1. اخلاق و منش پزشک علاوه بر حس احترام که لازمه برخورد است نقش بسیاری در بهبود و ادامه درمان دارد و بیمار را تشویق به رعایت دستورات او می کند که متاسفانه نادیده گرفته می شود. 2. همونطور که گفتید بر برخی شهرهای دور پزشکان خوش اخلاقی پیدا می شوند که واقعا آدم ذوق می کند که در ماه محرم برای من پیش اومد. 3. البته برخی داروهای خاص در داروخانه هلال احمر با یخ تحویل می دن ولی خب در کل رعایت نمی شه. 4.اون بخش ترکیه واعتماد رو خیلی خوب اومدین. واقعا تو ایران آدم به دلیل تکرار بی صداقتی ها آدم هیچوقت نمی تونه اعتماد کنه هرچند خارجی هم باشه بازم آدم شک می کنه. 5. هزینه های درمان که واقعا سرسام آور شده. طبق قانون باید 70 درصد سهم بیمه و 30 درصد سهم بیمار اما الان 80 تا 90 درصد سهم بیمار است و مراجعه کننده های این روزهای ما مردمی هستند که یک آمپول برایش حکم زندگی دارد اما ماه هاست نتوانسته بخرد.

رها

درسته همسر منم میگفت تو هلا احمر دیده بود دختری که واقعا مستاصل بود و اقای داروخونه چی اینقدر بد باهاش حرف میزد که همسر من که زیاد اهل گریه نیست و منطقیه خیلی میگفت دلم میخواس واسه حال دختره بزنم زیر گریه واقعا درد اوره مریضی یه طرف ! مشکلات داروو عوارضش هزار طرف