انگار تو منتظر من بودی !

چند سالی بود که می رفتی به خواب همه  

انگار آن بالا نشسته بودی .  دستها زیر چانه و منتظر

که بالاخره من کی تصمیم می گیریم و از خر شیطان پیاده می شود  و یا به قول خودم آمادگی اش را پیدا میکنم .

آن روزهای اول فکر می کردم خواب است ، توهم است و خیلی زود شاید تمام بشود. 

همان روزها که من همه احتمالات منفی را در نظر می گرفتم  باز هم بیکار نبودی 

پاشنه ور کشیده بودی و با جدیت بیشتر به خواب دوست و آشنا سرک می کشیدی و اعلام وجود می کردی ، با قاطعیت ! 

حالا دیگر ارتباطت با من به طرز برجسته ای قابل رویت شده و دیگر نیازی نیست به خواب کسی بروی . در بیداری هم پیدایی.

اما اگر انتظار داری مثل خیلی ها برایت وبلاگ جداگانه راه اندازی کنم و از لحظه لحظه حضورت بگویم  باید بدانی که نه ! من اینکاره نیستم !

اگر منتظری بگویم "عجیییییجم! وقتی با بابایی رفته بودیم سونو گرافی چقدر ذوق کردم و انگار دنیا را به من داده بودند " نه از این خبرها نیست. در عوض می گویم عزیزم هر بار برای ویزیت دکتر و آزمایش و سونوگرافی بین 5 الی 7ساعت در راه و در مطب دکتر بودم و هر بار جان به لبم رسیده اما به مرحله غلط کردن نرسیده. عکسهای سونوگرافی هم هیچ زیبای ندارند که درآلبوم قرار بگیرند. تنها چیزی که لبخند روی لبانم می آورد دیدن حرکت و شنیدن صدای قلب است که آن هم در لحظه جالب است نه برای ثبت کردن.

موضوع مهم فعلی برایم این است که  الان دو عدد روح به من الصاق شده و این کمی حیرت آور و کمی خوف برانگیزناک است.نگران 

/ 4 نظر / 3 بازدید
رها

رضوان وایییییییییییییییییی دختررررررر مادر شدی؟؟؟؟؟؟ اینموقع شب میدونی چه شوکی بهم وارد کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منه احساسی رو دق دادی تو رضوان عزیزم مبارکت باشهه ه ه ه دوقلو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رها

اگر دو قلوست خوب حق داری بترسی کمی وای رضوانچرا این قدر سرد باهاش حرف میزنی؟خسته ای؟اذیت شدی؟دق نده منو بگوووووووووووو

رها

تلخ حرف میزنی چرا رضوان جان![گریه] نعمته موهبته انشالا بسلامتی طی بشه از احوالاتت خبر بده تند تند میدونی طاقت ندارم[ماچ]

رها

اخه نوشتی دو روح به من الصاق شده فکر کردم نوشتی دو روح به من اضافه شده[نیشخند] ای جانم سختی زیاد داره اما حسه خوبشو در خودت تقویت کن دیر داشت میشد خانم جان چه ریلکسی تو میخواستی خودشم نیادسرزده؟! کارو زیاد اهمیت نده همه ی بچه های مارون بچه دار شدن دیگه بعد از زایمان و گرفتنه پول نرفتن سر کار حتی لیدا که عاشقه کار بود یه مدت کار نمیکنی بعد میبینی که کار نکردنچه کیفی میده البته نه تو شرایطه من آ تو شرایطی که عقده ای در درونت نمونده باشه [زبان]