سه عکس، سه زندگی

مادر بزرگ و پدر بزرگم  نزدیک به 60 سال پیش ازدواج کردند. عکس ازدواجشان را دارم. مادر بزرگ که آن موقع 17 ساله بود، چهره معصومانه یک کودک را نداشت. نگاهی که به دوربین دوخته شده ، نگاه یک زن جوان مقتدر و جاه طلب(+) است. که در بعضی موارد با لبخندی ملیح همراه شده . اما پدر بزرگ چهره بی خیال تری دارد. من شیفته لباس مادر بزرگ و آن دو صندلی چوبی خوش تراش در حیاط خانه و آن کوزه واقعی آب در پس زمینه هستم. عکاس سعی کرده عکس عاشقانه ای بگیرد اما عروس و داماد  بازیگران خوبی نبودند لبخند

مادر بزرگ که خدا حفظش کند، اقتدار و استحکامش را  هنوز حفظ کرده . 20 سال پیش پدر بزرگم فوت شدند .بعد از فوت دایی بزرگم،در تمام چند ساعتی که در راه بودیم به این فکر می کردم که چه طور می شود به مادری که فرزندش را از دست داده تسلیت گفت! کنارش که نشستم با همان لحن استوار همیشگی گفت:( آدمها وقتی می میرند به خدا می گویند که چرا به ما خبر ندادی و خدا یکی یکی از نزدیکانشان می گوید که مردند و همه نشانه بودند . ما لحظه به لحظه و قدم به قدر به مرگ نزدیک تر می شویم )

یکی از دوستان می گفت ثروت، اقتدار و اعتماد به نفس می آورد و گاهی هم اعتماد به نفس و موفقیت از شیوه زندگی پدر و مادر نشات می گیرد. به نظر من ایمان به یاری خداوند هم موثر است. 

در عکس عروسی پدر و مادرم هم  ثبات و اقتدار دیده می شود اگر چه از پشتوانه ثروت کاسته شده اما سرمایه های جدیدی مثل سطح تحصیلات و داشتن هدفهای بلند شکل گرفته . عکسها مهربانه تر و  لبخند زدن  و ژست های عاشقانه در آن زمان مرسوم تر شده .

در عکس عروسی من و آقای همسر شیطنت موج می زند نیشخند آقای همسر تا حدودی مقتدر و متکی به نفس جلوه می کند اما من! ابله. در مورد من :پشتوانه ثروت به ته دیگ رسیده ، سطح تحصیلات  ارزش کمتری پیدا کرده  و هدفها بسیار کوچک شده . سطح ایمان!؟ ... خدا می داند !متفکر

 

پ.ن.: تحقیق دوستی درباره عکسهای عروسی ذهنم را به این سمت کشاند.

/ 2 نظر / 3 بازدید
احمد

مطلب خوبي نوشتي، تيتر خوبي هم زدي...آفرين بعضي وقتا مطالب اينطوري كه ارتباط مستقيمي با زندگي و تجربه‌هاي افراد داره ايده هاي خوبي براي نوشتن به من ميده... با خوندن مطلبتم يه جرقه‌هايي تو ذهنم زده شد [لبخند]

رها

خیلی جالب بود چه ایده ی جالبی ! بعضی ها چقدر خوب فکر میکنن و تو هم چه خوب ازین ایده استفاده کردی من با نظر دوستتت خیلی خیلی موافقم ! و البته نقش ایمان بخدا رو هم به قول خودت نمیشه نادیده گرفت حبفه مطلب به این جالبی! اونوقت چه وبلاگایی بالای بیستا خواننده دارن !