در گیرم با خودم

- هنوز شغل ثابت و پایداری پیدا نکردم 

: مگر چند درصد آدمهای این جامعه شغل پایدار دارند ؟

- می خواهم همین شغل نصفه ام را رها کنم خسته شدم احساس می کنم زیادی دارم باج می دهم 

: مگر چقدر قدرت انتخاب داری ؟

 

نمی توانم مثل پ. طراحی بگیرم و با کشاورز سر و کله بزنم . نمی توانم برای خودم شرکت بزنم . دوست ندارم تدریس کنم 

 

پیدا کردن یک منبع درآمد حلال که در آن کرامت انسانی حفظ شود و دستمزد معادل کار باشد  تقریبا غیر ممکن است.

تمام فرصت های شغلی UNDP و یونسکو را پیگیری می کنم حتی در برکینوفاسو و بنگلادش . فقط یکجور ورزش ذهنیست برای اینکه به نقاط دیگر دنیا و مشاغل متنوع فکر کنم . البته کار در منزل هم داشتند اما به رشته من نمی خورده . 

یک جورهایی هم نگرانم هم بی خیال . شاید بی خیالی ام  واکنشی به نگرانی باشد.

/ 2 نظر / 21 بازدید
رها

اینی که کارت معادل با درامدش شایدنبوده و میگی باج می دی و ... یه طرف اما اینکه تو اون مدت اینهمه تجربه ی خوب گرفتی یه طرف و با ارزشه هرچند کسائی هستند مه به این چیزا شاید بها ندهند اما منی که دربدره کسب مهارت و تجربه بودم و هی به بن بسته محترم و شیک برخورد کردم میفهمم چی دارم میگم و بهت میگم تو الان یه ادمی هستی که در نوع خودش با تجربه ای که میتونی حداقل سرچ کنی واسه شرایطه بهتر و این خوبه انشالا تو مراحل بعدی شرایططت بهتر بشه شاید از لحاظ مالی زیاد پیشرفتی حاصل نشه اما حداقل شرایط دیگه ات بهتر میشه

رها

اااا من هی میام اینجا اولین جمله ای که میبینم اینه که یه شغل ثابت و پایداری پیدا نکردم چقدر غر میزنی خوب پیدا میکنی دیگه [نیشخند]