بدون عنوان

1- تا آنجا که خاطرم هست از اول عمرم تا حالا کم پیش آمده که  در خیابان تنها باشم و  گریه کنم . اما چیزی که خوب یادم هست اینست که خیلی کم پیش آمد و برای دیگران هم ندیدم که یک نفر بپرسد چرا گریه می کنی و  آیا کمکی از دستش ساخته است یا نه. گاهی وقتها کمی دلداری و یا یک جمله محبت آمیز و یک تعارف الکی هم می تواند آرام کننده باشد.  

نگران نباشید من به تازگی در خیابان گریه نکردم. اما به این فکر می کنم که مردم به همه چیز دقت می کنند. به نوع حرف زدن ، نوع راه رفتن ، لباس و حتی چیزی که خریدی و دستت گرفتی.  واقعا شگفت زده ام که چرا این همه دقت دارند و با این همه دقت چرا به احوال آدمها بی توجه هستند.

2- وقتی می بینم خانم یا آقای مسنی به سختی راه می رود حال بدی پیدا میکنم دلم می خواهد گریه کنم . انگار خودم هستم در آن وضعیت. 

یک روز نزدیک مجتمع اداری بودم  جایی که خیلی از ادارت کنار هم هستند اما  شیب خیلی بدی دارد . یک خانم مسنی که چشمهایش آب مروارید داشت و چادر رنگی سرش بود  وسط راه مجبور شد بنیشیند روی زمین . خیلی مستاصل شده بود بنده خدا. من داشتم طبق معمول با سرعت مسیر را طی می کردم و البته فکر می کردم که چه کاری از دستم ساخته است برای آن خانم . بنده خدا من را که دید خودش را جمع  کرد که راه را نگرفته باشد .  یعنی این کار را کرد دلم می خواست های های گریه کنم . انگار من بودم که خسته روی زمین نشسته بودم ناراحت.  نزدیکتر که شدم پرسید بانک کجاست؟ گفتم کدام بانک؟  روبه رویتان بانک م.ل.ت است  گفت همانجا که به  بالای 60 سالها هر ماه پول می دهند .  من گیج شده بودم . تا چند کیلومتر آن طرف تر بانک رفاه نبود . بالاخره یک خانم رهگذری فهمید که منظورش  کم.یته ام.داد است. 

امروز در مرکز شهر بودم . لنگ اینکه  نمی توانستم از کارتم پول بگیرم و نمی دانم چه دردش بود که به مرکز متصل نمی شد . کارت دیگری هم نداشتم. داشتم فکر می کردم بروم کاف نت ؟! برگردم خانه ؟! که البته دیر می شد     یا رو بزنم با آقای همسر  که این آخری سخت بود اما مجبور شدم بنده خدا را به زحمت بیاندازم .  من منتظر همسر بودم و معذب از وضعیت پیش آمده  ( البته در آستانه گریه گریه)  که خانم مسنی به آرامی به سمتم آمد و پرسید این 200 تومنیه  و پرسید پول خرد دارید؟  من که طبق معمول از دیدن آن خانم حالم بد شد و حس گریه ام عمیق تر . فکر کردم اشتباه می شنوم . خوب 200 تومن که خودش پول خرد است. خردش با نوع اسکناس چه فرقی دارد چه کاری می شود با آن انجام داد . گفتم ندارم و مقداری از پولی که در کیفم بود تعارفش کردم . پیش خودم گفتم این خانم هم حتما مثل من گیر کرده ، فراموشی دارد  چه می دانم .... مطمئن هم نبود که پولی که دستش هست ارزشش 200 تومن باشد  خیلی هم آرام و نامفهوم حرف می زد .  گفت که پول هست من فقط می خواهم این  را خرد کنم . گیج شده بودم پرسیدم خانم با 200 تومن می خواهید چه کار کنید چیزی می خواهید بخرید ؟ چیزی نگفت  همان طور آرام آرام رفت تا رسید به صندوق صدقات . اسکناسش را که تنها موجودی کیفش بود انداخت داخل صندوق صدقات . و گفت می خواستم خردش کنم که بقیه اش را فردا بیندازم  در صندوق.

تازه فهمیدم کنارم یک صندوق صدقات بوده. تازه یادم آمد قدیمی ها عادت دارند صدقه هر روزشان را جدا به صندوق بیاندازند. و یادم آمد که هنوز به صندوق ک.می.ته ا.مداد ارادت و اعتماد هست. بعد برگشت و پرسید شما قیافه ات آشناست .گفتم اینجایی نیستم و غریبم. و وقتی گفتم غریبم واقعا حس غربت داشتم. دستش را کشید روی صورتم !!! یعنی نوازشم کرد . تعارفم کرد بروم خانه شان . التماس دعا گفت و همانطور آرام آرام برگشت خانه اش.

 

چرا باید در این موقعیت قرار می گرفتم ؟!!!!! خدایا میشه دیگه خانم سالخورده ای را با من مواجه نکنی !! تحمل ندارم ! هنگ میکنم ! 

/ 3 نظر / 15 بازدید
رها

من چند روز پیش یه دختر خانمی رو تو اتوبوس دیدم تا نشست اشک از چشماش سرازیر شد منو ولم میکردی مینشستم همونجا باهاش گریه میکردم خیلی دلم اینجور وقتا میسوزه اما خوب ادم نمیتونه بپرسه شاید دوست نداشته باشه! خود من اگه گریم بگیره دوست ندارم کس غریبه ازم بپرسه نمیدونم شایدم بسته به نوع مشکل گاهی یه غریبه هم بپرسه ازم خوشحال شم . در مورد افراد مسن هم منم حی دلسوزیه زیادی دارم این شرایطی گه گفتی دلمو خیلی سوزوند [ناراحت] حس میکنم ادم پیر میشه واقعا به توجهو محبت جونا نیاز داره! چیزی که خیلی کمرنگ شده تو جامعه ! تو اتوبوس گاهی کسی بلند نمیشه چه پیر باشه طرف چه بچه بغل باشه! بعضی ها میگن خانم بچه رو بده رو دست ما که نشستیم ! بچه ی بیچاره از ترس از بغل مامانش تکون نمیخوره [خنده] زیاد دیدم این موردو

رها

اون دسته ادمای فضول که اینقدر بی ادبن پشت یرت بلند نظر میدنو بده چشاشونو در بیارم [قلب] کلا ویژگیه فضولا اینه جایی نظر میدن که مسئولیت نداشته باشه واسشون مگه بیکارن واسه درده مردم غصه بخورن؟ ازین دسا انسانهای شریف سراغ دارم منم

رها

مثلا تو فی خالونه اسباب اثاثیه ی خونتو در میارن چی خریدی یا چی اضافه کردی! اما وقتی مریضی یا مشکل داری گم و گور میشن جدی میگم واقعا ازار دهندن