مثل زنها

1- 

برای بازدید از اقدامات عملی جایکا به منطقه پایلوت رفته بود . در مسیر معاون اداره منابع طبیعی می گفت :

این ژاپنی ها زنهایشان هم به اندازه مردهایشان کار می کنند . کارشناس خانمشان پا پای من تا بالای کوه آمد . می آید اینجا سه ماه می ماند و هیچ غر نمی زند  حالا زنها ما ....

در دلم می گویم جناب مهندس شما خودت به همسرت ، خواهر و یا دخترت اجازه می دهی در چنین شرایطی کار کند ؟!متفکر

2- 

در ادامه همان برنامه 1 وارد یکی از خانه های روستایی می شویم که در آن خانمها کارگاه خیاطی دایر کرده بودند . در حیاطشان گاو و گوسفند داشتند . من طبق معمول در صف اول بازدید کننده ها هستم . دو خانم همراه ما وارد نمی شوند. دربازگشت معاون محیط زیست می گوید ببین این خانم از ژاپن آمده و دارد با روستایی سر و کله می زند  آنوقت  خانمهای ما را ببین. دماغشان را گرفته اند و دور استاده اند  

می گویم  آقای مهندس من مثل شیر اینجا روبه روی شما ایستاده اممتفکر

 3-

ساعت 7:45 صبح از محیط بانها خواهش می کنم بنر جلسه امروز را نصب کنند . طفره می روند . پافشاری می کنم . یکی دیگری می گوید این خانم مهندس خیلی فعال است .سردسته ان جی او ها ست !{ تعریف اغراق آمیز } 

می پرسد آقای فلانی {سرپرست گروه دیگر } هم کار می کند ؟! {استفهام انکاری } 

می گویم بله ایشان هم فعال هستند 

می گوید : نه ! عین زنها رفته نشسته توی اتاق 

من :خنثی

/ 0 نظر / 3 بازدید