شاید دلم تنگ شود

برای وقت گذران برای خودم 

شاید برای همین بود که پارسال همین موقع ها حسابی خودم را تحویل گرفتم و برای خودم وقت گذراندم 

از آخر آفریقا پیاده رفتم تا تجریش . از بین کوچه پس کوچه ها  که بعدا فهمیدم خیابان فرشته بود رد شدم . چرا فکر می کردم فرشته جای عجیب و غریبی باشد ؟!  اصلا تصورم چیز دیگری بود فکر کردم شاید خیابان مدرنی باشد. کوچه باغی بود که باغهایش در حال تبدیل شدن به آپارتمان بود 

رفتم به موزه موسیقی .... به باغ موزه هنر ...

در حیاط امام زاده صالح نشستم . آسوده خاطر ..

از بازار تجریش ریواس خریدم 

یک نگاه به کوه انداختم و خاطره کوهنوردی با آقای همسر را زنده کردم 

و با مترو تجریش برگشتم 

شاید دیگر این همه آرامش و بیخیالی با وجود پسری سراغم نیاید 

شاید تا مدتها عدنان در گوشه خانه خاک بخورد و یا اصلا یادم برود همه لحظه های شاد و غمگین با عدنان را 

زندگی ام در آستانه تغییرات شگفت انگیزیست

4 هفته باقی مانده 

/ 0 نظر / 27 بازدید