از خاطرات یک محیط پاک کن

امروز "روز غار پاک" بود و من با جمعی از اداره محیط زیست و معدودی دیگر از اعضا سمنها  به اتفاق خیل کثیر از گروه غارنوردی برای پاکسازی به یک غار  رفته بودم.

این اولین برنامه محیط پاک کنی من بود لبخند همه مشغول بودند  حتی مدیر کل و معاونان  ،مسئول دفتر ، روابط عمومی و بعضی از کارشناسان اداره کل حفاظت محیط زیست  از جمله خانم الف. 

گروه غارنوردی وارد غار شدند و ما ماندیم در محوطه بیرون . به خانم الف گفتم برویم جلو سکوها که خانواده ها نشسته اند  شاید آنها هم به ما کمک کنند.

آنجا چند خانواده بودند که گویا همه با هم فامیل بودند و برای ناهارشان یک گوسفند ! ذبح کردند.  از کمک داوطلبانه خبری نبود ! اقوام که یکی یکی می رسیدند  توسط قبلی ها مطلع می شدند که اینها طرفداران محیط زیست هستند.

پسربچه ای جلو آمد و آشغالها را نشانمان می داد که این را هم برداریم. خانم الف گفت  می خواهی به ما کمک کنی  . جواب این بود که  نه این کار را دوست ندارم.

چند دقیقه بعد یکی از خانمهای آن خانواده آمد و از ما کیسه زباله خواست . البته نه برای تمیز کردن محیط ، برای زباله های خودشان

بعد دختری که پرهای مرغ  را می کند  به طرف ما آمد و پرهای کنده شده را در کیسه ریخت .

و شگفتی آخر اینکه پسری جوانی از آن خانواده هم برای حمل کیسه ها به وانت  به ما کمک کرد .

نتایج فعالیت ما قابل قبول بود و من یاد گرفتم که تصورم اولم از همکاری آنها کمی فانتزی بود  که بیایند و با ما آشغالهای دیگران را جمع کنند.

نکته جالب روند تاثیر پذیری بود :  1- کودک 2- زن  3- مرد

طی دو ساعت غار و محوطه اطرافش تمیز  شد مثل دسته گل ! و یک وانت پر زباله از آن بیرون آمد .

/ 4 نظر / 10 بازدید
رها

چه جالب اما روند رشدی نبود! یعنی من ندیدم جر اون اقا که کمکتون کرد! نکنه شماها اونجا نبودید اون خانم پرای مرغشو میریخت زمین !

احمد

سلام...خيلي وقت بود به وبلاگت سر نزده بودم...دلم تنگ شده بود.. روحيه نه چندان خوبم خيلي حوصله وب‌گردي برام نميذاره... خوبه شما تو اين مدت كاراي خوب زيادي انجام دادي...اگر انجام دادي نظاره گرش بودي و مديريت كردي

نگار

به به! چه كار مفيدي! راستي اونجا طرح تفكيك زباله پياده ميشه تو اداره ها خونه هااين ور اون ور!؟ اينا همش احتباج به فرهنگ سازي داره يه شبه درس نميشه. باز خوبهمردم مأمور ميبينن يه تكوني يه خودشون ميدن. اين ٤-٥ تا پست آخرت خيلي جالب بود رضوان،،،،

سید

خسته نباشید! دست مریزاد به گروه دوستدار محیط زندگی! به نظرم خیلی کارها هست که فرهنگ سازی نشده که مردم باهاش غریبه هستن. ببینید اون جایی که جزو فرهنگ ماست مثل مهمانداری و آداب مهمانی و تعارفات مرسوم همه چیز عالی برگزار می شه اما مثلا رانندگی که همه مثال می زنن دلیلش اینه که وارداتی بوده و فرهنگش با خودش متولد نشده و نیاز به زمان داره. محیط زیست هنوز برای ما غریبه است و واقعا رسانه ها و صدا سیما و مدارس و گروه هایی مثل شما برای گسترش این فرهنگ خیلی موثر هستند. خدا خیرتان بدهد!